تبلیغات
Zarbat Bax - و اما یک ساله دیگه...

ضربتی می مونیم تا ابد...


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:جمعه 29 اردیبهشت 1391-02:19 ب.ظ

نویسنده :farzane zarbat

و اما یک ساله دیگه...

تابستون 1390 شاید بدترین تابستونی بود که تا حالا داشتم ... از اولش با رفتن دریا و دور شدن از بچه ها با رفتن به مدرسه ی جدید همه چیز عوض شد از جمله حال و هوای من 
بعد از تابستون مهر اومد و من به امید اینکه میتونم دوباره خوش بگذرونم رفتم مدرسه ...
روزای اول همه چیز خوب به نظر می اومد.. من اصلا اجتماعی نبودم و نیستم و به خاطر همین هم خوب نتونستم ارتباط برقرار کنم و دوست های جدید پیدا کنم  البته چند روز اول هم نمیشد انتظار داشت آدم زود خودشو وفق بده...
مدرسه ی جدید واسم جالب بود و متفاوت ! چیزهایی داشت که باعث میشد به نظرم با بقیه ی مدرسه ها فرق کنه و این منو خوشحال میکرد . زنگ تفریح که میشد و صدای سرود ملی سال های مختلف مدرسه میومد هرکی هرجا بود خودشو به حیاط میرسوند و شروع میکرد به حلقه زدن... منم یه گوشه وامیستادم و فقط نگاه میکردم .. شاید اگه منم شعر هاشون و حفظ بودم بهشون می پیوستم اما فقط نگاه میکردم و به فکر این بودم که کاش همه ی دوستام اینجا بودن !
امیدوار بودم بتونم خودمو وفق بدم و بین بچه ها جا بیفتم ... به نظر خیلی متحد می اومدن 
اما انگار برچسب ورودی جدید بودن قرار نبود که کنده شه و اینو از رو نگاهایی که بهم میشد و طرز برخوردشون تو شرایط مختلف می شد فهمید ... آره اونا خوب بودن اما با خودشون و مارو از خودشون نمی دونستن.
یکی دو ماهی که گذشت با دو تا از ورودی جدیدای دیگه آشنا شدیم و اینجوری بود که نه مثل سال های قبل اما تا حدودی یه اکیپ تشکیل دادیم... اکیپ 5 نفره !
زمستون زود اومد و بالاخره اسفند شد و ماه کارگاه علوم رسید .. ما با وجود تمومه تحویل نگرفتنا اسممون و دادیم تا واسه کارای کارگاه کمک کنیم و ثابت کنیم که ماهم دنبال اتحادیم ...
درست از بعد ساعت مدرسه ما رفتیم خرید وسایل و بعدشم تا ساعت 11 شب واسه غرفه چینی موندیم و خلاصه کمک کردیم تا هرچی کار بود راه بیفته... دیگه داشتن ما رو از مدرسه پرت میکردن بیرون ...! البته باید بگم که خیلی ها مونده بودن و واقعا کار میکردن تا کارگاه سال دوما بترکونه !!!!!
اون روز خوب برخورد میشد و من با وجود خستگی خیلی خوشحال بودم که بالاخره اوضاع خوب شده ...
فردای اون روز افتتاحیه بود ما رفتیم تو غرفه ی عکاسی و در مقابله گردش بقیه ی مسئولای غرفه مون ما مجبور میشدیم تا تو غرفه وایسیم (با وجود اینکه هیچکس نمی اومد بازدید )
کلا برخورد انتظامات ها خیلی خشن بود اما چون به اونا هم تذکر می دادن خشونتشون قابل فهم بود و درکشون می کردم...
اما این وسط ها حرف هایی شنیدیم که تمام انگیزه مون واسه کارگاه رو از دست دادیم و بی تفاوت به اتفاقایی که داشت می افتاد تصمیم گرفتیم بقیه ی وقت رو تو کارگاه هوافضا که نسبتا جای دور افتاده ای بود به شلوغی ها بگذرونیم!خیلی ناراحت شده بودم واقعا ... اصلا انتظار این حرفارو نداشتم
روز آخر کارگاه ( آخرین روز قبل عید) قبل از دیدن اختتامیه از مدرسه زدم بیرون تا فقط دور بشم ...
عید فرصت خوبی بود واسه فراموش کردن و واسه حال و هوا عوض کردن
اما بالاخره 14فروردین هم رسید ...
دیگه تصمیم داشتم تا خودشون باور نکردن که ما همه یکی هستیم کاری باهاشون نداشته باشم و این باعث شد تو هیچ فعالیتی نباشم...حتی تو روز سمپاد
روز سمپاد پر از اتفاق بود و کامل میشد نبودن اتحاد و حس کرد ... دست کم بازهم بین ورودی جدید و قدیم 
نمی خوام بحث رو ببرم به چیزهایی که خیلی ها رو اذیت میکنه به خاطر همین هم وارد جزئییات نمیشم!
اما بعد اون روز خیلی چیزها تغیییر کرد و برخورد ها حتی بدتر شد ... اصلا دنبال دشمن تراشی نبودم و نیستم و همیشه هم دوست داشتم با همه خوب باشم و اون ها هم با من خوب برخورد کنن. اگه سمپادی ای این مطلب و خوند میخوام اگه شده واسه 2دقیقه فکر کنه... و اگه به نظرش غیرمنطقی نیومد سعی کنه همیشه اتحاد داشته باشه حتی با یکی مثل من...
پریروز 4شنبه بود آخرین روز مدرسه ی سال 1390-91 
بعد از امتحان ترم که اومدم تو حیاط یاد ابوعلی سینا افتادم... یاد سال های پیش ! دلم گرفته بود ... همه داشتن آب بازی میکردن و جیغ و داد راه انداخته بودن... اما من برعکس همه ی سال های پیش از کنار حرکت میکردم و خیلی محتاط بودم تا خیس نشم ... باورم نشده بود یه ساله دیگه هم گذشته... من هنوز تو تابستون 90 بودم 
و حس نمیکردم که یه سال بزرگ شدم .. هنوزم حس نمیکنم ! امسال هرچیزی که بود عجیب ترین و غریب ترین سال زندگیم بود ... و دلم بارها گرفت و بارها شکست ... بغضی بارها و بارها اومد تو گلوم و من در برابر اون فقط گریه کردم
حتی بیشتر وقتها نفهمیدم  درونم چه خبره که انقد بی تابم 
این مطلب فقط واسه دل خودم بود و توش قصد توهین به هیچکسی و نداشتم حتی به اونایی که گاهی دلم رو عمیقا شکوندن ... الان  احساس میکنم آروم ترم .. این مطلب رو نوشتم تا هر اتفاقی که امسال افتاد رو اینجا بگذارم و دیگه بهش فکر نکنم
امیدوارم همه  تو ماه امتحانا موفق باشن... اگه خواستین نظر بذارین


نظرات() 
How long does it take to recover from Achilles injury?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 07:19 ق.ظ
Hi terrific blog! Does running a blog similar to this take a lot of work?
I have absolutely no understanding of coding but I was hoping to
start my own blog soon. Anyhow, should you have any suggestions or techniques for new blog owners please share.
I understand this is off subject but I simply had to ask.
Cheers!
luettaolkowski.hatenablog.com
جمعه 20 مرداد 1396 11:51 ب.ظ
This excellent website certainly has all the info I wanted about this subject and didn't know who to ask.
http://mysteriousbirth84.snack.ws
یکشنبه 15 مرداد 1396 04:43 ب.ظ
Wow, amazing blog layout! How long have you been blogging for?
you make blogging look easy. The overall look of your site is fantastic, as well as
the content!
How do you stretch your Achilles?
یکشنبه 15 مرداد 1396 07:11 ق.ظ
Today, I went to the beachfront with my kids.
I found a sea shell and gave it to my 4 year old daughter
and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She
put the shell to her ear and screamed. There was a hermit crab inside
and it pinched her ear. She never wants to go back!
LoL I know this is entirely off topic but I had to tell someone!
What do eccentric heel drops do?
جمعه 13 مرداد 1396 06:43 ق.ظ
Your style is very unique compared to other folks I
have read stuff from. Thanks for posting when you've got the opportunity, Guess I'll just book mark this
page.
Foot Pain
یکشنبه 8 مرداد 1396 10:48 ق.ظ
My brother suggested I would possibly like this website.
He was once entirely right. This post truly made my day.
You cann't imagine simply how so much time I had spent for
this info! Thank you!
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 10:12 ب.ظ
I really like what you guys are up too. This kind of clever
work and exposure! Keep up the very good works guys I've included you guys to
my own blogroll.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 07:35 ق.ظ
Thanks in support of sharing such a good idea, piece of writing is pleasant, thats why i have read it completely
manicure
یکشنبه 13 فروردین 1396 09:47 ق.ظ
Good post. I will be going through a few of these issues as well..
BHW
جمعه 11 فروردین 1396 02:54 ب.ظ
You should be a part of a contest for one of the highest quality sites
online. I most certainly will highly recommend this web site!
SADBOY1989
جمعه 23 تیر 1391 10:53 ب.ظ
khoshbehalet ke faghat vase ye sal (ye tabestoon) hamchin hesio dashti man ke hamishe too in hesam chi mbegham
leily
یکشنبه 7 خرداد 1391 10:25 ب.ظ
kheili khahesh mishe azizam :)

boos ;)
Fafa
یکشنبه 7 خرداد 1391 10:19 ب.ظ
mersi leily :X Are budanetoon kheili khoobe
leily
یکشنبه 7 خرداد 1391 10:17 ب.ظ
bache ha khodetoono narahat nakonin .. az kheilia shenidam k sampadia ba vurudiaye jadid hamchin barkhordi daran in addie !!

khoshhalam k baes shodam hadeaghal y doos az beine dovoma baratun peida konam va unam khoob mishnasin !!
vasatun arezouye moafaghiat mkonam makhsusan tu emtahan :X

inaro khatab b FAFA , GOLI , ANA goftam . doosetun daram ;)
جمعه 5 خرداد 1391 08:19 ب.ظ
are hastan unayiam k barashun vurudi jadid o qadim farqi nemikone vali tedadeshoon kame ...
من کی بودم؟
پنجشنبه 4 خرداد 1391 01:38 ب.ظ
ای بابا...من فکر نمی کردم اوضاع بقیه ورودی جدیدا اینقدر بد باشه...کلاس ما از اول انعطاف بیشتری نشون داد...ولی اعتراف میکنم هنوزم به جر چزند نفر،ورودی جدیدا واسه بقیه محبوب نیستن.نمی فهمم چرا.
Fafa
جمعه 29 اردیبهشت 1391 06:01 ب.ظ
vase hamin neveshtam ... omidvaram sale dg khoob bashe , sale mohemmie
goli zarbat
جمعه 29 اردیبهشت 1391 05:45 ب.ظ
harfe dele kheilia bud...az jomle khodam!i
fafa
جمعه 29 اردیبهشت 1391 04:11 ب.ظ
Dardo delet sukht :))) vase tarahom nanveshtamesh :-w vase harf zadan neveshtam...
jaro0kesh
جمعه 29 اردیبهشت 1391 04:03 ب.ظ
بابا بیییییییییییییییخیییییالللللللل !!!

جدا" باحال بود مطلب...
دلم سوخت ! :دی

آورین...آورین...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر